نسخه چاپی نسخه چاپی ۱۳۸۹ چهاردهم فروردين :تاریخ انتشار 743 :کدخبر
ارسال به دوستان ارسال به دوستان
خانه تکانی
چون سال جدید آمده با تنبك وبا تار ،‌دل را بتكانید

چون سال جدید آمده با تنبك وبا تار ،‌دل را بتكانید
این واقعه هر سال شود یك سره تكرار، دل را بتكانید
خود را شَل و پـَل كرده ویعنی كه تمیزید؟،البته عزیزید!
جای كمد و قالی و مبل و كت و شلوار، دل را بتكانید
یك سال نه شُستید و نه رُفتید و نه سُفتید،البته كه گفتید!
حالا كه شده موسم رُفتیدن بسیار،دل را بتكانید
یخچال به این گندگی و هیكل ناجور،شد یك شبه چون حور
اما دل پانصد گرمی مانده سر ِ كار، دل را بتكانید
فرشی كه زپا و كمر انداخته ما را ، نه یا كه شما را
از شدت شستن شده همچون گچ دیوار، دل را بتكانید
سالی دلتان مخزنی از نفرت و كین شد، ناخواسته این شد؟
با ذره ای از خوش دلی و اندكی ایثار، دل را بتكانید
گفتید فلان ابن فلان كرده به من پشت ، یا این كه زده مُشت
وقت است ببوسید زهم گونه و رخسار،دل را بتكانید
گویی سونامی آمده از دست تكان ها، دركل مكان ها
تا كی بتكانید زخود دستك و دستار؟ دل را بتكانید
هر سال تكان می خورد اسباب و لوازم، دكتر ؟ بله لازم
امسال علیرغم تكان های بد ِ پار، دل را بتكانید
گر خانۀ دل را بتكانید پریدید،فردا كه ندیدید!
شاید ملك الموت شود شایق دیدار، دل را بتكانید
آهسته وپیوسته ولی دل بتكانید ،گر پیر و جوانید
گیرید از این واقعۀ نادره آمار،دل را بتكانید

لالایی بلد هست اگر حضرت « جاوید» ، ای وای كه خندید؟
گویید به او این همه یك ریز نخواند، دل را بتكاند

.....................
ســال نـــــو مـــــبــــارك

کلیدها










نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  


پربیننده ترین مطالب



نظرسنجی