روزی که حکم بازنشستگی ام را گرفتم از من تقدیر و تشکر شد و باخوشحالی به خانه ام رفتم تا ایام پیری را به آسایش و راحتی سپری کنم اما غافل از آن بودم که نتیجه کارها و خطاهایم مرا راحت نخواهد گذاشت و لقمه نان حرامی که تحت عنوان پول زیر میزی، شیرینی و ... سال ها ، سفره ام را رنگین کرده بود طعم تلخ بدبختی را زیر زبانم خواهد گذاشت و باید تاوان سنگینی برای اشتباهاتم بپردازم!
پیرمرد 67 ساله افزود: هنوز چند ماه از بازنشستگی ام نگذشته بود که همسرم در حادثه رانندگی آسیب دید و از ناحیه یک پا خود معلول شد. او گوشه خانه افتاد و این مشکل ما را از نظر روحی خیلی آزرده کرد.
در حالی که به دنبال سرگرمی های تازه ای می گشتم تا ذهن همسرم را به خود مشغول کند مشکلات بچه ها روی سرمان آوار شد و تار و پود زندگی مان را بهم ریخت. ماجرا از این قرار بود که دامادم به اتهام رابطه با خواهر عروسم دستگیر شد و این موضوع آبرو و حیثیت ما را در بین فامیل لکه دار کرد.
متاسفانه پسرم نیز تحت تاثیر اختلافات و مشکلاتی که با خانواده همسرش پیدا کرده بود عروسم را طلاق داد. دخترم نیز سر این مسئله از شوهرش جدا شد و با یک بچه به خانه ام برگشت.
پیرمرد دل شکسته در مرکز مشاوره پلیس خراسان رضوی افزود: مشکلات زندگی مابه همین جا ختم نشد چون پس از گذشت مدتی حرکات و رفتار پسرم از به شک انداخت و با اندکی کنترل و مراقبت فهمیدم او به کریستال اعتیاد پیدا کرده است.
من و همسرم هر چه تلاش کردیم سیامک را از این منجلاب نجات دهیم فایده ای نداشت و او حتی در کمتر از دوسال از محل کار خود اخراج شد .
الان 4 سال است که پسرم سوهان عمرم شده است و پولی که پدرش با احساس زرنگی در طول سال ها جمع کرده را با توسل به زو و تهدید می گیرد و به باد هوا می فرستد.
من وهمسرم برای سیامک خیلی غصه خورده ایم اما امروز واقعیت تلخ دیگری برای مان فاش شد و آن این که او پسرم کوچکم را نیز به دام مواد مخدر انداخته است و ... !
در این لحظه پیرمرد اشک هایش را پاک کرد و گفت: می خواستم با سیامک صحبت کنم و از او بپرسم چرا برادرت رابه این بلا گفتار کده ای ولی او ناگهان تیزی چاقو را زیر گلویم گذاشت و تهدیدم کد که بهتر است ساکت باشم و موی دماغش نشوم.
پسرم راست می گوید من همان طور که در سکوت و خیلی آرام و پنهانی هر پولی را توی جیب هایم گذاشتم حالا باید ساکت باشم و از ترس آبرویم شاهد نابودی زندگی ام باشم.
پیرمرد بازنشسته با صدایی بغض گرفته افزود: خواهش می کنم درد دل هایم را چاپ کنید تا کسانی که امروز سر کارهستند و مسئولیتی دارند بدانند لقمه حرام آدم را بیچاره می کند و این دنیا دار مکافات است.
التماس می کنم اگر می خواهید عاقبت به خیر شوید به خدا توکل کنید و مراقب کارهای تان باشید چون من از زندگی ام خیری ندیدم و حالا به جای ورزش و تفریح باید شبانه روز از دلهره تلفن های مشکوک دخترم با مردان غریبه و دود و دم دو پسر ناخلفم که آتش زیر خرمن زندگی ام به پا کرده اند در عذاب و رنج باشم. غلامرضا تدینی راد - خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی پلیس خراسان رضوی